السيد محمد حسين الطهراني
39
معاد شناسى (فارسى)
تاريكيهاى عميق فرو رفته و متحيّر خواهد شد ، و در وادى هلاك سقوط خواهد نمود . بطورى كه خلاصى از آن نباشد ، و ابليسان و راهزنان شيطانى پيوسته او را در طغيان و سركشى مىكشانند و زشتى كردار او را به صورت فريبنده در نزد او جلوه مىدهند ؛ پس بهشت نهايت سفر افرادى است كه از طغيان و زينت اعراض كرده و به نفس خود و اصلاح آن مشغول شدهاند و گوى سبقت را از همگنان ربودهاند ، و آتش نهايت سير زيانكاران و كوتاه نظران و تقصيركاران است . » خطبهء « نهج البلاغه » دربارهء دنيا و در جاى ديگر مىفرمايد : الدُّنْيَا دَارُ غُرُورٍ وَ فَنَاءٍ ، وَ مُلْتَقَى سَاعَةٍ وَ وَدَاعٍ ، وَ النَّاسُ مُتَصَرِّفُونَ فِيهَا بَيْنَ وَردٍ وَ صَدْرٍ ، وَ صَائِرُونَ خَبَراً بَعْدَ أَثَرٍ . غَايَةُ كُلِّ مُتَحَرِّكٍ سُكُونٌ ، وَ نِهَايَةُ كُلِّ مُتَكَوِّنٍ أَنْ لَا يَكُونَ ؛ فَإذَا كَانَ ذَلِكَ كَذَلِكَ ، فَلِمَ التَّهَالُكُ عَلَى هَالِكٍ ؟ وَ اعْلَمُوا أَنَّمَا الدُّنْيَا تُطْلَبُ لِثَلَاثٍ : لِلْعِزِّ وَ الْغِنَى وَ الرَّاحَةِ ؛ فَمَنْ قَنِعَ عَزَّ ، وَ مَنْ زَهِدَ اسْتَغْنَى ، وَ مَنْ قَلَّ سَعْيُهُ اسْتَرَاحَ . « دنيا خانهء غرور و فنا و محلّ برخورد و ملاقات است يك ساعت با همديگر و سپس وداع و مفارقت از هم . مردم پيوسته در حركت مىآيند و مىروند و دائماً دو دروازهء دنيا باز ، دستهاى وارد و دستهء ديگر خارج مىشوند . و بعد از آنكه در دنيا اثرى بودند تبديل به خبر مىگردند . ( يعنى چه ؟ يعنى ديگر از وجود آنان اثرى نيست . از قدرت